اختلالات روان‌شناختیهمگانی

روان‌شناسی تجاوز و آزار جنسی

روان‌شناسی تجاوز و آزار جنسی

تجاوز و آزار جنسی یکی از آسیب‌هایی است که انسان در طول تاریخ، کمابیش به آن دچار بوده و هست. با وجود پیشرفت فرهنگی و اجتماعی، انسان امروز هنوز هم با تجاوز جنسی و آسیب‌های روانی ناشی از آن دست و پنجه نرم می‌کند. تعریف‌های گوناگونی از دیدگاه قانون، جامعه‌شناسی، فلسفه دین و … برای تجاوز وجود دارد. یکی از کامل‌ترین این تعریف‌ها بر پایه‌ی روان‌شناسی تجاوز و آزار جنسی چنین است.

تعریف تجاوز: «تجاوز، رفتار خشونت آمیز جنسی بدون رضایت طرف مقابل است که با زور و اجبار انجام می‌شود».

ما در گروه آقای روان‌شناس تلاش خواهیم کرد تا به افزایش آگاهی مردم پیرامون تجاوز و اثرات روان‌شناختی آن بپردازیم. در این نوشته اطلاعات کلی پیرامون مسئله‌ی تجاوز و آزار جنسی در اختیارتان می‌گذاریم و در آینده به تحلیل و بررسی موضوع، راهکارهای پیشگیری از تجاوز و روش‌های درمان آن خواهیم پرداخت.

روان‌شناسی تجاوز و آزار جنسی

به چه کسی تجاوز می‌شود؟ قربانی تجاوز کیست؟

هنگامی که از تجاوز و آزار جنسی سخن گفته می‌شود بیش‌تر مردم، دختری جوان و زیبا را به یاد می‌آورند. کلیشه‌های پنداری بیش‌تر مردم این است که قربانی تجاوز دختری جوان است که جذابیت جنسی نیز دارد. اما حقیقت چیز دیگری است. قربانی تجاوز می‌تواند از هر سن یا جنسی باشد. موارد بسیاری از تجاوز و آزار جنسی در میان کودکان و سالمندان و حتی نوزادان گزارش شده است. آزار جنسی و تجاوز تنها در زنان رخ نمی‌دهد مردان هم بخشی از قربانیان تجاوز و آزار جنسی هستند. پذیرش این‌که به مردها هم تجاوز جنسی شود برای برخی از مردم به ویژه زنان ممکن نیست.

هنگامی که در یک سخنرانی از تجاوز به مردان سخن گفتم چند خانم با اعتراض به من گفتند: تجاوز فقط به زنان انجام می‌شود. مگر می‌شود به یک مرد تجاوز شود؟ یعنی آن مرد لذت نبرده است؟ در پاسخ باید بگویم این پرسش‌ها درباره‌ی زنان هم مطرح می‌شود. کسانی‌ که دیگران را مورد تجاوز و آزار جنسی قرار می‌دهند بر این باورند که قربانی هم از این ارتباط لذت می‌برد. اما چنین نیست. قربانی تجاوز و آزار جنسی چه مرد و چه زن باشد دچار آسیب شده است و هیچ لذتی از این رخداد ناگوار نمی‌برد. تجاوز به مردان بیش‌تر از سوی مردان انجام می‌شود تا از سوی زنان.

بزرگ‌ترین گروه قربانیان تجاوز، کودکان (چه پسر و چه دختر) و کودکان استثنایی هستند. آماز تجاوز به کودکان بسیار بالاست و آسیب‌های روانی و جسمانی بیش‌تری را به همراه دارد.

متجاوزین چه‌ کسانی هستند؟

درباره‌ی متجاوز هم کلیشه‌های پنداری وجود دارد. بیش‌تر مردم، متجاوزین را مردانی با باورهای دینی ضعیف و  با نیروی جسمانی خوب می‌دانند که معمولا از طبقات پایین جامعه هستند. چنین نیست قربانی تجاوز می‌تواند هم‌جنس یا غیرهم‌جنس باشد پس تجاوز و آزار جنسی می‌تواند از سوی یک هم‌جنس نیز انجام شود. متجاوز‌ می‌تواند در هر سنی باشد.‌ متجاوزین در سنین کودکی و حتی پیری نیز وجود دارند. افراد در هر سطح فرهنگی و اقتصادی ممکن است دست به تجاوز و آزار جنسی بزنند. عامل دین‌داری اثر قابل توجهی در جلوگیری از تجاوز و آزار جنسی ندارد. آمارهای تجاوز و آزار جنسی در گردهمایی‌های دینی،  کلیساها و حتی جلسات قرآنی بسیار چشم‌گیر است.

تجاوز همیشه از سوی افراد ناآشنا رخ نمی‌دهد احتمال بروز تجاوز از سوی آشنایان کم نیست. برپایه‌ی تعریفی که از تجاوز کردیم ارتباط با همسر به صورت اجباری و بدون میل دوطرفه هم تجاوز و آزار جنسی به شمار می‌آید. پس تجاوز ممکن است از سوی همسر، معشوق و حتی اعضای اصلی خانواده (پدر، مادر، خواهر و برادر) انجام شود. متجاوزین به کودکان معمولا کسانی هستند که با کودک ارتباطی نزدیک دارند یا مورد اعتماد پدر و مادر هستند. عمو، دایی، خاله، دوستان خانوادگی، آموزگار و … ممکن است به کودک تجاوز کنند.

در چه موقعیت و شرایطی تجاوز رخ می‌دهد؟

این یکی از موارد بسیار مهمی است که باید به آن توجه کرد. تجاوز در هر شرایطی می‌تواند بروز کند اما نکته‌ی مهم این است که عامل اصلی تجاوز، متجاوز است نه قربانی. برخی از مردم نقش قربانی را در مورد تجاوز قرار گرفتن پر رنگ می‌دانند اما چنین نیست. مشکلات و اختلالات روان‌شناختی-جنسی، پندارهای متجاوز، بزهکاری و جرم، آسیب‌های مغزی، عدم توانایی در خودکنترلی و …  مواردی هستند که متجاوز را به انجام آزار جنسی و تجاوز می‌کشانند.

هنگامی که از تجاوز به زنی جوان سخن گفته می‌شود برخی از مردم، شیوه‌ی پوشش و رفتار زن را عامل اصلی تجاوز می‌دانند در صورتی که چنین نیست. همان‌گونه که گفته شد عامل اصلی تجاوز، فرد متجاوز است نه قربانی.

اما این نکته را به یاد بسپاریم که نمی‌توانیم نقش رفتار و پوشش در تجاوز را انکار کنیم. در جلسات روان‌درمانی قربانیان تجاوز، رفتار اجتماعی یا Social Behavior یکی از مواردی است که مورد توجه، بررسی و آموزش قرار می‌گیرد تا از خطر بروز دوباره‌ی تجاوز از سوی دیگران جلوگیری شود. پژوهش‌ها و یافته‌های گوناگون نقش رفتار و پوشش را در تجاوز بررسی کردند و این مورد را یکی از علل تجاوز می‌دانند. اما این به این معنا نیست که بخواهیم متجاوز را تبرئه یا از کارش پشتیبانی کنیم بلکه هدف این است که از بروز یا تکرار تجاوز جلوگیری شود.به یاد بسپاریم عامل پوشش و رفتار، تنها در برخی شرایط وجود دارد برای نمونه نمی‌توانیم بگوییم پوشش و رفتار یک نوزاد، کودک و سالمند علت بروز تجاوز جنسی شده است.

برخی از مردم بر این باورند که حجاب مصونیت است و از بروز تجاوز جلوگیری می‌کند اما چنین نیست. همان‌گونه که گفتم عامل اصلی تجاوز، متجاوز است نه قربانی. پس حجاب نمی‌تواند مانع تجاوز و آزار جنسی شود‌. در زمینه‌ی اختلالات روان‌شناختی-جنسی با مواردی روبه‌رو هستیم که فرد متجاوز دچار فتیش‌های خاص است و حجاب و چادر می‌تواند یکی از فتیش‌های او باشد. پس در برخورد با کسانی که دچار اختلال فتیشیستیک هستند، عامل حجاب نمی‌تواند مانع تجاوز و آزار جنسی شود بلکه زمینه‌ی بروز تجاوز بیش‌تر می شود. این یک ادعا نیست می‌توان به آمار بسیار بالای بینندگان فیلم‌های پورن که زن دارای حجاب است نگاهی انداخت. پس نمی‌توانیم عامل پوشش و لباس قربانی را یکی از عوامل اصلی بدانیم بلکه یک عامل فرعی است که می‌تواند اثرگذار باشد.

هدف از تجاوز و آزار جنسی چیست؟

هدف تجاوز و آزار جنسی همیشه رسیدن به ارضا یا ارگاسم جنسی نیست. هدف‌های گوناگونی برای تجاوز وجود دارد که یکی از آن‌ها ارگاسم جنسی است. اما به طور کلی هدف از تجاوز، لذت است. لذت، پرخاشگری و خشم، پندارهای سادیسمی و ارضای جنسی انگیزه‌های اصلی انجام تجاوز و آزار جنسی هستند.

تجاوز به زنان (چه متجاوز مرد و چه  زن باشد) بیش‌تر با هدف لذت و ارگاسم جنسی انجام می‌شود. تجاوز به مردان از طرف مردان نیز بیش‌تر با هدف لذت و ارگاسم جنسی است. اما تجاوز زنان به مردان، بیش‌تر با انگیزه‌ی پرخاشگری و خشم، آسیب جسمانی، پندارهای سادیسمی و آزار جنسی انجام می‌شود.

قربانی تجاوز نیازمند کمک است.

کسی که مورد تجاوز یا آزار جنسی قرار می‌گیرد (چه مرد چه زن) یک قربانی است و از آسیب‌های جسمانی و روانی رنج می‌برد. این آسیب‌ها ممکن است همیشه همراه فرد بماند چون بسیاری از قربانیان تجاوز، رخداد ناگواری که برایشان پیش آمده را پنهان می‌کنند و حتی خود را مقصر می‌دانند و احساس گناه می‌کنند. اگر تجاوز و آزار جنسی در کودکی انجام شود آسیب‌های روان‌شناختی بیش‌تری را به همراه خواهد داشت. کودک درباره‌ی تجاوز سکوت می‌کند اما پیامدهای روانی تجاوز تا بزرگسالی همراه فرد می‌ماند و فراموش نمی‌شود. پس بازگشت این افراد به زندگی عادی بسیار دشوارتر است. قربانی تجاوز دچار اختلالات روانی گوناگون مانند افسردگی، اضطراب، استرس به ویژه استرس پس از سانحه PTSD  و … می‌شود. قربانیان تجاوز به دلیل ترس از پیش‌داوری و قضاوت شدن از سوی دیگران و نیز احساس مقصر و گناهکار بودن راز تجاوز را پنهان و از مراجعه به روان‌شناس خودداری می‌کنند.

باید برای افزایش آگاهی قربانیان تجاوز و آزار جنسی تلاش کنیم. کسی که مورد تجاوز و آزار جنسی قرار می‌گیرد قربانی است نه مجرم. حمایت عاطفی خانواده و جامعه، نقش مهمی در بهبود سلامت روان قربانیان تجاوز دارد. کسانی که دچار تجاوز و آزار جنسی قرار گرفته‌اند با دوره‌های ویژه‌ی روان‌درمانی می‌توانند سلامت روان و روحیه‌ی خود را دوباره به دست آورند و از اختلالات روانی که بر اثر  تجاوز پیش آمده نیز رها شوند. پس اگر خودتان یا یکی از کسانی که می‌شناسید قربانی تجاوز و آزار جنسی شده است پیشنهاد می‌کنیم به روان‌شناس مراجعه و روان‌درمانی را هر چه زودتر آغاز کند.

چگونه از تجاوز جلوگیری کنیم؟

افزایش آگاهی مهم‌ترین چیزیست که به آن نیازمندیم. باید آموزش‌های ویژه و متناسب با سن در مدرسه‌ها به کودکان داده شود تا درک درستی از مسائل جنسی داشته باشند. افزایش آگاهی خانواده‌ها نیز بسیار مهم است. مردم باید نسبت به اختلالات روان‌شناختی-جنسی آگاه شوند تا اگر نشانه‌های اختلالات جنسی را در خود یا نزدیکانشان دیدند اقدام به موقعی برای روان‌درمانی انجام دهند تا از بروز آسیب در آینده پیشگیری شود.

با متجاوز جنسی چه باید کرد؟

تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی درباره‌ی متجاوزین جنسی در هر کشوری قانون است. تجاوز رفتاری بزهکارانه و نابخشودنی است که کیفر را به همراه دارد. اما اگر بخواهیم مسئله را از دیدگاه روان‌شناسی بررسی کنیم باید به اختلالات روان‌شناختی-جنسی اشاره کنیم. هیچ انسانی متجاوز زاییده نمی‌شود بلکه در گذر زمان است که دست به تجاوز و آزار جنسی می‌زند. هدف از مجازات قضایی در هر جامعه‌ای این است که فرد مجرم از رفتار نادرستش پشیمان شود و از بروز دوباره‌ی جرم جلوگیری کنیم. در زمینه‌ی تجاوز و آزار جنسی، انجام مجازات قضایی حقی قانونی است اما این فرد نیازمند روان‌درمانی است تا بتواند از اختلالات و انحرافات جنسی رها شود. پس اگر بخواهیم عدالت در جامعه برقرار شود و از بروز دوباره‌ی تجاوز جلوگیری کنیم باید به درمان اختلالات روانی متجاوزین نیز توجه ویژه‌ای داشته باشیم. این به معنای تبرئه کردن متجاوز نیست بلکه به معنای تلاش برای بهبود سلامت روان و جلوگیری از بروز دوباره‌ی تجاوز و آزار جنسی در جامعه است.

دیدگاه خود را ثبت کنید

سوشیانت زوارزاده
من آقای روان‌شناس (Mr Psychologist) هستم